راهنمای والدین: پس از زمین

بررسی رده‌بندی محتوایی و هشدارهای حساسیت‌زا برای پس از زمین.

بازگشت به صفحه پس از زمین

خشونت و خون‌ریزی

سطح خشونت ۷ از ۱۰. خشونت خونی شدید و صحنه‌های دلخراش.

چندین جسد نشان داده می‌شود که به شاخه‌های درخت سیخ شده‌اند (شاخه‌ها از میان تنه آن‌ها رد شده است). پسر نوجوانی دو مرد مرده را پیدا می‌کند که به شاخه‌های درخت دوخته شده‌اند (خون روی صورت و پیراهن آن‌ها دیده می‌شود). اجسادی روی زمین با خونِ واضح دیده می‌شوند. پسر نوجوان پس از سقوط، چندین جسد را در سفینه پیدا می‌کند (روی بدن چند نفر و سازه‌های اطراف خون دیده می‌شود). پسر نوجوان به پدرش که هر دو پایش شکسته کمک می‌کند تا روی سکویی برود و وقتی دست‌هایش را عقب می‌کشد، دست‌هایش کاملاً خونی است. عکس رادیولوژی از پای شکسته یک مرد نشان داده می‌شود که استخوان کاملاً جدا شده و عبارت «نیاز به استنت شریانی» دیده می‌شود. پسر نوجوانی بی‌حرکت روی زمین با صورت و سر خونی افتاده است. پسر نوجوان پدرش را پس از سقوط، زخمی و بیهوش پیدا می‌کند (خون روی سرش دیده می‌شود). مردی را می‌بینیم که یک پایش از زانو به پایین قطع شده و زخمی روی پیشانی دارد؛ او برای ایستادن تقلا می‌کند و چهره‌اش از درد در هم می‌رود. مردی که به شدت مجروح شده با کمک دیگران سعی می‌کند بایستد و ناله می‌کند. پسر نوجوان بازوی خونی و قطع شده یک بابون را روی تنه درختی افتاده پیدا می‌کند و سپس توده‌ای از قطعات خونی بدن بابون‌ها دیده می‌شود.

ببرها به یک پرنده بزرگ حمله کرده و لانه پر از جوجه‌هایش را محاصره می‌کنند؛ پسر نوجوان با چندین ببر مبارزه می‌کند (یکی از ببرها جوجه‌ای در دهان دارد) و می‌بینیم که چند ببر از ارتفاع زیاد از لانه به پایین پرت می‌شوند (احتمالاً می‌میرند)؛ بعد از رفتن ببرها، بقایای خونی جوجه‌ها در لانه دیده می‌شود و پرنده مادر را می‌بینیم که بالای سر چندین جوجه مرده روی زمین عزاداری می‌کند (او با ناله شیون می‌کند).

پسر نوجوانی روی زانوهایش می‌افتد و شکایت می‌کند که نمی‌تواند بایستد؛ او یک زالو روی دستش پیدا می‌کند و آن را می‌کشد (یک لکه خونی پشت دستش دیده می‌شود) و می‌شنویم که تحت تاثیر «سموم» قرار گرفته است؛ می‌بینیم که صورت و چشم‌های پسر ورم کرده و او می‌گوید در حالی که سعی می‌کند داروی ضد سم را پیدا کند، جایی را نمی‌بیند؛ او دو بار به قلب خود آمپول تزریق می‌کند (یک بار مجبور می‌شود روی سرنگ بیفتد چون دستش دیگر کار نمی‌کرد) و بعداً می‌بینیم که حالش خوب شده است.

مردی روی خودش عمل بای‌پس شریانی انجام می‌دهد و دست‌هایش را می‌بینیم که غرق در خون است و یک تیغ جراحی خونی به همراه لوله‌ای که به دو سوراخ خونی روی پایش متصل شده و خون از لوله رد می‌شود، نشان داده می‌شود. مردی را می‌بینیم که پس از شکست خوردن عمل بای‌پس، از هوش می‌رود.

یک اسکنر نشان می‌دهد چیزی به پسر نوجوان نزدیک می‌شود و او در غاری پنهان می‌شود؛ یک موجود فضایی به سمت او هجوم می‌آورد و چیز تیزی از دهانش پرتاب می‌کند، پسر از ناحیه شانه ضربه می‌خورد (کمی خون دیده می‌شود) و در آب می‌افتد و منتظر می‌ماند، سپس از یک دیواره سنگی بالا می‌رود، موجود فضایی پای پسر را می‌گیرد و با یک چنگال تیز به پای او ضربه می‌زند و وقتی پسر به بالای دیواره می‌رسد، موجود به پایین سقوط می‌کند. صفحه اسکنر نشان می‌دهد چیزی به سرعت به پسر نزدیک می‌شود، پسر خودش را با یک سلاح تیغه‌دار مسلح می‌کند و منتظر می‌ماند؛ یک بابون را روی صخره‌ای بالای سر پسر می‌بینیم و او سنگی به سمتش پرتاب می‌کند که باعث می‌شود بابون جیغ بکشد و بابون‌های زیاد دیگری پسر را محاصره کنند؛ بابون‌ها به سمت پسر سنگ پرتاب می‌کنند، او فرار می‌کند و آن‌ها او را در جنگلی انبوه تعقیب می‌کنند و نزدیک است او را بگیرند تا اینکه او به داخل رودخانه می‌پرد.

حمله موجودات فضایی را می‌بینیم که در آن موجوداتی با چنگال‌های بزرگ و دندان‌های تیز چندین انسان را از پا در می‌آورند و یک مرد با تیغه‌ای بدن یک موجود را می‌شکافد و آن را می‌کشد (صحنه تاریک و سریع است و خون به وضوح دیده نمی‌شود).

یک موجود فضایی پای پسر نوجوانی را می‌گیرد، او روی زمین می‌افتد و سرش به شدت ضربه می‌خورد، سپس به یک دیواره سنگی پرتاب می‌شود و در حالی که ناله می‌کند و دست و پا می‌زند روی زمین می‌افتد و حوضچه‌ای از خون زیر دست و روی انگشتانش دیده می‌شود؛ موجود به پسر نزدیک شده و از روی او رد می‌شود، سپس پسر یکی از پاهای او را قطع می‌کند (خون می‌پاشد)، موجود نعره می‌کشد و سعی می‌کند پسر را پیدا کند و پسر روی پشت او می‌پرد و دو بار با دو تیغه به سرش ضربه می‌زند (موجود می‌میرد).

پسر جوانی پنهان شده و تماشا می‌کند که خواهرش مورد حمله قرار گرفته و سریعاً توسط یک موجود فضایی کشته می‌شود؛ می‌بینیم که زن پرتاب شده و بدنش شکافته می‌شود و در نهایت چنگال تیز موجود از پشت در بدن او فرو می‌رود (خونی نشان داده نمی‌شود و این سکانس چندین بار در فلاش‌بک‌ها تکرار می‌شود).