راهنمای والدین: نوح
بررسی ردهبندی محتوایی و هشدارهای حساسیتزا برای نوح.
خشونت و خونریزی
حیوانآزاری زیادی در فیلم هست که برخی از آنها گرافیکی است. مردان حیوانات را خام میخورند و اعضای بدنشان را جدا میکنند. اینها جلوههای کامپیوتری هستند اما همچنان آزاردهندهاند.
پیرمردی یک توت روی زمین پیدا میکند، آن را میخورد و در حالی که موج عظیمی روی او میریزد و احتمالاً او را میکشد، لبخند میزند.
مرد جوانی در گودالی از اجساد میافتد و زن جوانی سنگی را بلند میکند تا به سمت او پرتاب کند اما پشیمان میشود؛ باران شروع میشود و آنها فرار میکنند تا اینکه پای زن در تله خرس گیر میکند و از درد فریاد میکشد؛ پسر سعی میکند او را آزاد کند اما نمیتواند و پدرش او را به زور میبرد، در حالی که جمعیت خشمگین به سمت آنها هجوم میآورند و دختر زیر دست و پا له میشود (جسد او را میبینیم که شل شده و زیر پا میماند). این صحنه بسیار ناراحتکننده است.
مردی در نبرد پایش زخمی و خونی میشود و با ایجاد سوراخی در بدنه کشتی، مخفیانه وارد آن میشود (خون را میبینیم که از بانداژ نفوذ کرده و او در حال خوردن گوشت خونی حیوانی است که کشته)؛ پسر نوجوان و آن مرد با هم بحث میکنند تا اینکه پسر راضی میشود پدرش را پایین بیاورد تا مرد او را بکشد. مرد گلوی یک پستاندار پشمالو را میبرد (پاشیدن خون روی صورت پسر دیده میشود) و پسر به پدرش میگوید حیوانات بیدار شدهاند و همدیگر را میخورند. پدر با جسد حیوانی که امعا و احشایش بیرون ریخته روبرو میشود و مورد حمله قرار میگیرد. بعد از چند دقیقه درگیری، کشتی با یک موج بزرگ کج میشود و هر سه نفر زمین میخورند؛ مرد غریبه سنگی را بلند میکند تا نوح را بکشد اما پسر نوجوان با چاقو به پشت گردن او ضربه میزند و او را میکشد (مرد در حالی که خون در دهانش جمع شده، به پشت میافتد).
در دو صحنه نبرد، دهها «ناظر» با گرزهای بزرگ مردم را له میکنند و مردان و زنانی را که برای فرار از سیل به سمت کشتی هجوم میآورند، زیر پا میگذارند یا به دور پرتاب میکنند. اجساد، آوار، گل و لای و اشاره به قطع شدن اعضای بدن در همه جهات دیده میشود.
گروهی از وحشیها به پدرِ یک مرد حمله کرده، او را میکشند و یک طومار درخشان را میدزدند (خونی دیده نمیشود).
صحنهای سایههای دو مرد را نشان میدهد که یکی دیگری را با سنگ، شمشیر، چاقو، عصا یا نیزه میکشد.
در چندین روایت گفته میشود که بسیاری از «ناظران» به دست نوادگان قابیل با نیزه و پرتابکنندههای شعله که سنگها را خرد میکنند، کشته شدهاند و موجودات از درد به خود میپیچند.
صحنههای ترسناک و دلهرهآور
در طول فیلم بحث میشود که نوزاد تازه متولد شده باید پس از تولد کشته شود.
دختر جوانی به نام ایلا زخمی روی شکمش دارد.